تبلیغات
✿◕ ‿ ◕✿دفـــتر عاشقانــــه ام✿◕ ‿ ◕✿
✿◕ ‿ ◕✿دفـــتر عاشقانــــه ام✿◕ ‿ ◕✿
ای که ترنم محبـ♥ــت را در قلبــ♥ــت احساس کردم / تــ♥ـــو را به تکرار همه دوستت دارم های دنیا دوست دارم

بـــودنــت را حــال درکـــ مـیـکنـم . . .

بـــودنــت را حــال درکـــ مـیـکنـم . . .

حــال کـه دیگـر کـنارم نـیستـی

575814703

کـیلـومـتـرهــا فــاصـلـه دیــوانــه ام مـیـکـنـد . . . !

آن هــم فـاصـلـه از تــو ،

از تــو کـه تـمـام زنــدگــیـم هـستی !

دلـــم بــرایـت تـنگ تـنگ اســت !

حــال مـی فـهـمـم خـنــده هـایـت ، نـفس هـایـت ، نـگاه هـایـت را

 چـــقـدر دوســت دارم . . .

قــسم بـه تـمـام ایــن اشکــ هـا

قـسـم بـه تـمـام ایـن فـاصـلـه

قـلبـم بــدون تـــو نـخواهـد تـپـیـد !



♥ نوشته شده در چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت 06:36 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو

به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو

نـشِـنـیــدی كــه دلــم گــفـت بـمـــان ایـســت نـــرو


بــه خــدا وقـت خــداحــافـظـی ات نـیـسـت نــرو


نـكـنـد فـكـــر كـنـی در دل مـن مـهــر تــو نـیـسـت


گـوش كـن نـبـض دلــم زمــزمـه اش چـیـسـت نـرو


كـاش ایــن ســاده دلـی هــای مـرا كــرده قـبـول


بـه خــدا در دل مـن مـهـر كـسی نـیـست نـرو


حـجــم شـب طـی شـد و مـن پـشـت سـرت داد زدم


كـه بــمـان زنــدگـیـم ، عـشـق صـبـاحـیـسـت نــرو


گــرچــه دل دفـتـر عـاشـق شـدگان سـوخـت ولـی


بــاز از آن مـانــده هـنـوز اســم تــو در لـیـسـت نـرو


تــرس مــن گـم شـدن عـقــربــه هــا نـیـسـت ولـی


بـی گـمـان راه تــو آخــر بـه دو راهـیـسـت نــرو


« اردشیر آقایی »



♥ نوشته شده در جمعه 21 آبان 1395 ساعت 06:06 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
چـشـمــان تــو

چـشـمــان تــو یـــادم داد . . . فـریــاد کـشـیـدن را


۱۲۵۱۹۲۷۶_۱۵۰۳۰۳۹۳

تــا قـلـه بـه سـر رفـتـن . . . از کــوه پــریــدن را
 
اصــرار نـکـن بـانــو . . . ایــن پـیــچ و خــم وحـشـی
 
در مـسـخــره پـیـچـانـده . . . رویـای رسـیـدن را
 
تــا شــوق سـخـن رویــیــد . . . رگـبــار سـکــوت آمــد
 
تــا در تــن خــود گـیــرد . . . گـلـواژه گــزیــدن را
 
بــا ایـن کـه دهــان هـا را . . . ایـمـــان و قـســم بـستـه
 
از گــوش کــه مـی گـیــرد . . . آیــات شـنـیـدن را
 
تـا بــوده هـمـیـن بـوده . . . از کاســه ی هـم خـوردیـم
در مــا ابــدی کــردنـد . . . آیــیــن چــریــدن را
 
مــن داس تـو را خـوردم . . . احـسـاس مـرا خــوردی
 
بـیــرون نـکشـانـدیــم از . . . خــود حــس جــویـدن را
« علیرضا آذر »

♥ نوشته شده در چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 03:43 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
خاطراتی که داشت قل میخورد روی تصویر ریل راه آهن



چـشـم هـایـش شــروعِ واقـعـه بـود ، آسمـانـى درون آنـهـا مـن

در صـدایـش پــرنـده مى رقـصیـد ، بـر تـنش عطـر خـوب آویـشـن

بـاز آویـزه هایى از گـیـلاس ، پـشـت گـوشش شلـوغ مى كـردنـد

دسـت هـاى كـمـنـد نـیلـوفــر سیـنـه ریـزى ظـریـــف بـرگـردن

احـتـمـالا غـریــبه مى آمـد ، از خـیـابـان بـه شــرم رد مى شـد

دخـتــر پـا بــه راه دیــروزى ، هـیـكـل رو بـه راه حــالا زن

در قـطارى كـه صـبـح آمـده بود دشـت هایى وسـیـع جـا مـاندند

شهـر از ایــن زاویــه قـفـس مى شد ، زیـر پـاهـاى گــرم در رفتن

پـشـت سـر لایـه هـاى پـل بـر پـل ، پـیـش رو كـوره راه سـردرگـم

مـثـل یـک مــادیـان نـا آرام در خــیــابــان ســایه روشــن

در خـیـالـش قـطار مــردى بـود ، بـى حـیـا بى لـبـاس بـى هـر چـیـز

در خـیــالـش عــروس خـواهـد شــد ، تـوى هـر كـوپـه كـوپـه آبستـن

سـارقـانـى كــه دسـت مـى بـردنـد ، سـیـب سـرخ از حـصـار بـردارند

دكـمـه هـایـى كـه حـیــف مى مـردنـد روى دنـیـاى زیــر پـیــراهـن

مـردمـانى كه تــوى پـنـجـره هـا در پـى هـر چـه لـخـت مى گشتند

پـیـش چشـمـان گـردشـان ایـنـك فـرصتـى داغ بـود طـعـم بــدن

آسمـان بـا گـرم گـرم از درد عـكس هایى فـجـیـع مى انـداخـت

چـكه هـاى غـلـیـظ خـون افـتـاد ، از كـجـا روى صـورت دامن؟

او مـســافـر نـبـود امـا بـاز مـنـتـظـر تـا قـطار بـرگـردد

مـثـل حالا كه داشت بـرمیگشت تن تتن تن تتن تتن تن تن

سـوت كـم رنـگ سـرد مى آمـد ، تـیـر غـیبـى تـلق تـلق در راه

خـاطـراتى كـه داشت قـل مى خـورد ، روى تصـویـر ریـل راه آهـن

تـوى چـشـم فلان فلان شده اش آسمـانى بـراى مـانـدن نیست

زنـدگى بــود و آخـریـن شـیـهـه ، مـادیـانـى در انـتـظـار تــرن

« علیرضا آذر »



♥ نوشته شده در شنبه 23 مرداد 1395 ساعت 06:46 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
یک زن گرانبهاترین اعجاز خداست



یک زن گرانبهاترین اعجاز خداست
برای داشتنش باید وضوی باران گرفت
و به نام عشق، شبنم وار بر عطر او سجده کرد
و هزار هزار گل سرخ را تسبیح لحظه هایش نمود
او اجابت میکند، عشقی بالاتر از خورشید
و زیباتر از مهتاب را
و تنها یک زن میداند آیین دوست داشتن را
و آنقدر زیبا هدیه میکند این عشق را که سیراب شوی
آری میدانی که او
الهه ی عشق است
و بهشت کمترین سرزمین اوست
تقدیم به همه ی مادران، زنان و دختران سرزمینم
 
.
.
.
.
“زن”
بام نیست
تا برای هواخوری به سراغش بروی
“آسمان” است پرواز را بیاموز
.
سیگار نیست
که بکشی و تمامش کنی
“اکسیژن” است او را نفس بکش
.
روزنامه نیست
که بخوانی و روی نمیکتی جا بگذاری
” کتاب” است او را زندگی کن
او یک”زن”است اگر میتوانی “مرد” باش…
.
.
.
.
هرگز زنت را تحقیر نکن
چون بار بیماری اش را سالها باید به دوش بکشی.
هرگز به زنت بی اعتنایی نکن
چون سالها باید بی توجهی اش را تحمل کنی.
هرگز به زنت پرخاش نکن
چون سالها سکوت مرگبارش را باید طاقت بیاوری.
هرگز از محبت به روح او غافل نباش
چون سالها باید در بستری سرد بخوابی.
هرگز او را مقابل دیگران کوچک مکن
چون به بزرگی یاد کردن از تو را فراموش میکند.
هرگز نقص هایش را بازگو نکن
چون از تو در نهان متنفر خواهد شد.
هرگز انتقاد و شکایت او را مسخره نکن
چون از تو برای همیشه ناامید میشود.
هرگز به رویاهایش نخند. اگر نمیتوانی براورده شان کنی
چون یا افسرده میشود و اگر شهامت داشته باشد خودکشی میکند.
هرگز زنت را اسیر خانه و فرزند نکن
چون اینگونه او را بیصدا کشته ای و فقط قانون تو را مجرم نمیداند.
خود را با زنت برابر بدان. در همه چیز
وگرنه فرقی با یک زندانبان نخواهی داشت.




♥ نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 03:06 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
خورشید چشمهایت


خورشید چشمهایت
 
   نوید صبح می دهد مرا
 
       و روشن می کند آسمان فردایم
 
چه دل انگیز طلوعی
 
    آنگاه که چشم می گشایی
 
                        وچه پر غرور
 
                            که حک می شوم در نی نی چشمهایت
 
اینجا خاک بوی تو می دهد
 
                               هوا 
 
                                  آب
 
                                    و هر آنچه که نام تو باشد
 
چشمهایت دریچه ای به بهشت
 
                         و من سرگردان در میان برزخی
 
                                                        که بمانم یا بروم
 
بر آستان نگاه تو سر نهاده ام
 
           تا تطهیر کنم این تن دلسپرده را
 
قصه ی چشمهای تو
 
     متبرک می کند شعر من
 
                    و نازکای قلم
 
                       چه زیبا رقم میزند این قصیده ی نا تمام
 
چشمهایت دریچه ای به بهشت
 
                            به آسمان
 
                                به عروج
 
                                   دریچه ای به آنچه که دوست می دارمش


♥ نوشته شده در یکشنبه 29 فروردین 1395 ساعت 06:47 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
چشم هایش


هکتور جنگ را باخت
هکتور شکست خورد
سرزمین عشق را فتح کرد و باخت
خیانت کرد و سرزمین تروی را رها کرد
،،،اهالی تروی می گفتن
انها می گفتن ولی نمی دانستن
که من از دشمن شکست نخوردم
من با یک نگاه از غیر دشمن شکست خوردم
با یک نگاه
از یک چشم
شکست خوردم
اهالی تروی
نمی خواستن
نمی دیدن
نمی ذاشتن
اهالی تروی نمی دانستن
انها می گفتن
ولی درک نمی کردن
کمک نمی کرد
مانع می شدن
 نمی دانستن این اندام کوچیک 

 از سرزمینشون هم با ارزشتره


♥ نوشته شده در یکشنبه 29 فروردین 1395 ساعت 06:39 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
بارون

۱y5betrt

♥*•♫.•*♥♥*•♫.•*♥♥*•♫.•*♥

همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیاد

لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیاد

روی ماهش کجا پنهون شده اون رفته کجا

چرا از اون ور ابرا دیگه بیرون نمیاد

نیتت رو واسه فال قهوه کردم ولی حیف

عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد

منو کشتی تو با اون خنجر دوریت

عجبه چرا از این دل دیوونه یه کم خون نمیاد

مگه تو بی خبری موم و پریشون می کنم

دل تو حتی واسه موی پریشون نمیاد

دلت از بس که سفید ه و لطیفه مثل برف

از خجالت تو برفی تو زمستون نمیاد

تو دلم فقط یه بار مهمونی بود تو اومدی

درها رو بستم از اون وقت دیگه مهمون نمیاد

صدای بارون قشنگه به شیشه که می خوره

اما با غم نجیب روی ناودون نمیاد

دو سه بار واست نوشتم مثل آینه می مونی

تو یه بار جواب ندادی چرا شمعدون نمیاد

عمری اسیرتم اسیر اون چشمای ناز

یه ملاقاتی واسم یه بار به زندون نمیاد

نمی گه کسی واسه مرمّتش فکری کنیم

هیچ کسی سراغ این کلبه ویرون نمیاد

زندگی بازی شطرنج و من منتظرم

طرف مقابلم ولی به میدون نمیاد

گاهی وقتا انقدر آب و هوام ابری میشه

که قدّ اشکای من از رود کارون نمیاد

گاهی با خودم می گم شاید می خواد زوق بکنم

اما معلومه بخواد بیاد که پنهون نمیاد

اون که برای دیدنش ستاره میشمری اهل نازه

پس با یه خواهش آسون نمیاد

توی نامه آخری کلی دلیل آورده بود

مثلا چون تشنه ان یاسای گلدون نمیاد

لا اقل کاش راستشو برای من نوشته بود

کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد

♥*•♫.•*♥♥*•♫.•*♥♥*•♫.•*♥



♥ نوشته شده در پنجشنبه 19 فروردین 1395 ساعت 11:25 ق.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
حــواستــ بــاشد بــانو



حــواستـ بــاشد بــانو

اگــر بهــ مردی بیــش از حــد بهـا دهــی

دیگـر بـرای داشتنت تــلاش نمــیکند

نــگاهـش ســرد میشـود

کلامــش بــی روح

دسـتانش یـخ زده

حـرف هایش بـوی دل مــردگی می گیرد

و آغوشش بی هــوس...

و درسـت میشوی زخــم خــورده ای شبــیه مـن..

مـرد ات را تشــنه نگه دار



♥ نوشته شده در پنجشنبه 5 فروردین 1395 ساعت 05:51 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
امسالم گذشت…


 آخرای ساله امسالم گذشت
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧَﻔَﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧَﻔَﺲ ﺍُﻓﺘﺎﺩﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﻥ ﺍﻻﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺨﻨﺪَﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ (تولد) ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻦ (مرگ)
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧَﻤﻮﻧَﻦ
امسالم گذشت…ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻓﺘﻦ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ
ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯿﺶ ﻣﯽ اﺭﺯﻩ
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﻣﺮﺩﻩ
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣَﺮﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﯿﺎین ﻗﺪﺭ ﻫﻤﻮ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ
ﻧﺬﺍﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﻤﻮﻧﯿﻢ پروانه به خرس گفت: دوستت دارم…
خرس گفت: الان میخوام بخوابم،باشه بیدار شم حرف میزنیم…
خرس به خواب زمستانی رفت و هیچوقت نفهمید که عمر پروانه فقط ۳ روز است…
“همدیگر را دوست داشته باشیم؛ شاید فردایی نباشد”..
آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارن و مرده ها به فاتحه !
ولی ما گاهی برعکس عمل میکنیم !
به مرده ها سر میزنیم و گل میبریم براشون, ولی راحت فاتحه زنده ها رو میخونیم !
گاهی فرصت باهم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست!
بیائیم ساده ترین چیز رو از هم دریغ نکنیم:

“” محبت “”


khoda-name-text-photokade (7)



♥ نوشته شده در جمعه 28 اسفند 1394 ساعت 03:51 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
❤ ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت ❤


 
خدایا خودت درستش کن  

 

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت

بر سینه می فشارمت، اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای

تا صبح می شمارمت، اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک

بر دیده می گذارمت، اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان

در باغ دل بکارمت، اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل

بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت

#سعید بیابانکی




♥ نوشته شده در یکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت 06:11 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
چشمان تو یادم داد فریاد کشیدن را

چـشـمــان تــو یـــادم داد . . . فـریــاد کـشـیـدن را
۷۵۸۷۰۸۰۱۰۲
تــا قـلـه بـه سـر رفـتـن . . . از کــوه پــریــدن را
 
اصــرار نـکـن بـانــو . . . ایــن پـیــچ و خــم وحـشـی
 
در مـسـخــره پـیـچـانـده . . . رویـای رسـیـدن را
 
تــا شــوق سـخـن رویــیــد . . . رگـبــار سـکــوت آمــد
 
تــا در تــن خــود گـیــرد . . . گـلـواژه گــزیــدن را
 
بــا ایـن کـه دهــان هـا را . . . ایـمـــان و قـســم بـستـه
 
از گــوش کــه مـی گـیــرد . . . آیــات شـنـیـدن را
تـا بــوده هـمـیـن بـوده . . . از کاســه ی هـم خـوردیـم
 
در مــا ابــدی کــردنـد . . . آیــیــن چــریــدن را
 
مــن داس تـو را خـوردم . . . احـسـاس مـرا خــوردی
 
بـیــرون نـکشـانـدیــم از . . . خــود حــس جــویـدن را


♥ نوشته شده در پنجشنبه 13 اسفند 1394 ساعت 03:00 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
عشــــــــ❤ـــــق رازی ست که تنهابه خدابایدگفت

عکس دختر خارجی

عقل بیهوده سرطرح معمادارد
بازی عشق مگرشایدوامادارد؟

بانسیم سحری دشت پرازلاله شکفت
سر سربسته چرااین همه رسوادارد

درخیالامدی وایینه قلب شکست
اینه تازه ازامروزتماشادارد

بس که دلتنگم اگرگریه کنم میگویند:
قطره ای قصدنشان دادن دریادارد

تلخی عمربه شیرینی عشق آکنده ست
چه سرانجام خوشی گردش دنیادارد

عشق رازی ست که تنهابه خدابایدگفت
چه سخن هاکه خدابامن تنها دارد


عشق رازی ست که تنهابایدبه خداگفت



♥ نوشته شده در سه شنبه 4 اسفند 1394 ساعت 04:47 ب.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
لعنت بر آن حس ناب !

متن عاشقانه

نه شوقی برای ماندن ، نه حسی برای رفتن ،
نه اشکی برای ریختن ، نه قلبی
برای تپیدن
نه فکر اینکه تنها میشوم ، نه یاد آنکه فراموش میشوم
بی آنکه روشن باشم ، خاموش شدم ، غنچه هم نبودم ، پرپر شدم
بی آنکه گناهی کرده باشم ، پر از گناه ، یخ بسته ام دیگر ای خدا…
تحملش سخت است اما صبر میکنم ، او که دیگر رفته است ، با غمها سر میکنم
شکست بال مرا برای پرواز ، سوزاند دلم را ، من مانده ام و یک عالمه نیاز
نه لحظه ای که آرام بمانم ، نه شبی که بی درد بخوابم !
نه آن روزی که دوباره او را ببینم ، نه امروزی که دارم از غم رفتنش میمیرم…
نه به آن روزی که با دیدنش دنیا لرزید ، نه به امروزی که با رفتنش دنیا دور سرم چرخید
پر از احساس اما بی حس ، لبریز از بی وفایی، خالی از محبت!
این همان نیمه گمشده من است ؟
پس یکی بیاید مرا پیدا کند ، یکی بیاید درد دلهای بی جواب مرا پاسخ دهد!
یکی بیاید به داد این دل برسد ، اینجا همیشه آفتابی نبوده ، هوای دلم ابری بوده
مینوشتم ، نمیخواند ، اگر نمی رفتم ، نمی ماند ، رفتم و او رفته بود ، همه چیز را شکسته بود، روی دیوار اتاق نوشته بود که خسته بود !
دلی را عاشق کنی و بعد خسته شوی ، محال است که به عشق وابسته شوی !
با عشق به جنون رسیدم ، همه چیز را به جان خریدم ، جانم به درد آمد و روحم در عذاب ، لعنت بر آن احساس ناب ، که دیگر از آن هیچ نمانده ، هیچکس هنوز آن شعر تلخ مرا نخوانده !


♥ نوشته شده در جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 11:50 ق.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()
جادو کن

ای گــمــشــده در رویـــا جـــادو کــن و پــیــدا شــو
مــن تـشــنـه ی دیــدارم آغـــوش مــهــیـا شـو

۲pxmh5i4

جــادو کـن و پـیــدا شـــو تــا شــــب مـنــو نـشـنـاســه
ایــن از تــو شـکـسـتـن نـیـسـت ایـن اوج یـه احـســاسـه
وقـتی همـه چــی ایـنـجــا بـی رنــگ و غــم انـگـیــزه
دنـیـای مـن بــی تــو تـکـرار یــه پــائـیــزه
پــیــدا شــو کـه دنـیــامــو بـا دســت تــو مـی ســازم
ای گـمـشـده در رویــا جــادو کــن و پـیــدا شـو
مــن تـشــنـه ی دیـدارم آغـوش مـُـهـیـا شــو
وقـتـی تــو ازم دوری هــر لـحـظـه چــه بـی رحـمــه
تـنـهــا دل یــک عــاشـق حــال مــنـو مـی فـهـمــه
تــردیــد نـکـن از عـشــق تــردیــد نـکـن از مــا
جــادو کــن و پـیــدا شــو ای گـمــشـده در رویــا



♥ نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن 1394 ساعت 11:36 ق.ظ توسط ☂ زﮧـــ❤ـــــړا☂ : نظرات()

.: تعداد کل صفحات 4 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]

Design By : Bia2skin.ir

درباره ما

__000000___00000
_00000000?0000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0
________*__000000___00000
_______*__00000000?0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
_______*_____00000000000
________*_______00000
_________?________0
_000000___00000___*
00000000?0000000___*
0000000000000000____*
_00000000000000_____*
___00000000000_____*
______00000_______*
________0________*
________*__000000___00000
_______*__00000000?0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
______*______00000000000
_______*________00000
________*_________0
_________*________*
_________*_______*
__________*______*
___________*____*
____________*___*
_____________*__*
______________**
دلم بهانه میکند طلوع دیدن تو را / تا به کجا دلم کشد حسرت دیدن تو را ؟
_./'\._¸¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤•..•¤ **¤ •.¸.•¤**¤•..
برای دیدارت زمان را تعیین نمیکنم شاید ساعت حسادت کند و خواب بماند
_./'\._¸¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤•..•¤ **¤ •.¸.•¤**¤•..
ندارم لحظه ای از تو رهایی / امان از عشق و از این آشنایی / تمام ترس من ناگفته پیداست / مبادا بین ما افتد جدایی .
_./'\._¸¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤•..•¤ **¤ •.¸.•¤**¤•..
اگر یک آسمان دل را به قصد عشق بردارم / میان عشق و زیبایی تو را من دوست می دارم
_./'\._¸¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤•..•¤ **¤ •.¸.•¤**¤•..
من گل پژمرده ای هستم ، چشمهایم چشمه ی خشک کویر ، تشنه ی یک بوسه ی خورشید ، تشنه ی یک قطره ی شبنم .
_./'\._¸¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤•..•¤ **¤ •.¸.•¤**¤•..
در نگاه ات همه ی مهربانی هاست ، قاصدی که زندگی را خبر می دهد ، و در سکوت ات همه ی صداها ، فریادی که بودن را تجربه می کند .
_./'\._¸¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤•..•¤ **¤ •.¸.•¤**¤•..
پردورگار من؛

اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست ، من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست ، مهربانم روزگارم ابریست ، کاش این بار جای خورشید تو آفتاب شوی
•~*♥*~•° ♡♡♡ ♡♡♡ ♡♡♡ •~*♥*~•° •~*♥*~•° ♡♡♡ ♡♡♡ ♡♡♡ •~*♥*~•°
موضوعات
طراح قالب

امکانات

دانلود آهنگ جدید